دلتنگ روزهای نیامده
دخترکم برگ گلم کاش بدونی مادر چقدر دلتنگ توست از الان حتی برای یک شبی که تو بیمارستان برای سزارین میروم دلتنگ بغل کردنت هست میفهمی از الان برای روزهایی که نیامده غصه ام شده چطور با بخیه ها تورو درآغوش بگیرم دخترکم میدونی مادر خسته است از ناامیدی بابا شهرام از چهره مایوسش از غم نبودنش از اینکه اصلا کمکم نمیکند و توقع کوچکترین حرفی هم ندارد این روزها بیشتر حس میکتم پشتم خالی است وقتی دست به زانو هایم میزنم تا بلند شوم فقط خدا کمکم میکند اینکه هنوزسرپا مانده ام خدا ست چه چیزی غیر از این میتواند باشد من هم ناراحتم از اینکه تش...


